محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1484
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
ايشان بسيار است از جهت آن كه از ايشان كس هست كه پنجاه و شصت فرزند بياورد ، و ايشان هم چنان كه آدمى ميرند نميرند ، و جمله كافرانند و هيچ مسلمان نيستند . و شب معراج جبريل عليه السّلم پيغامبر ما را صلّى اللَّه عليه پيش ايشان برد و مسلمانى بر ايشان عرضه كرد و هيچ نپذيرفتند و مسلمان نگشتند . و پس بسوى جابلقا و جابرسا برد رسول را صلّى اللَّه عليه ، و اسلام برايشان عرضه كرد و ايشان بپذيرفتند و مسلمان گشتند . و اين ياجوج و ماجوج هم چنان جهد همى كنند كه آن سدّ گشاده كنند و در اين سو آيند ، و تا خداى عزّ و جلّ نخواهد آن سدّ گشاده نشود . پس چون خداى عزّ و جلّ خواهد كه آن سدّ گشاده شود يكى از ايشان فرزندى بياورد و آن فرزند از بر خويش مسلمان شود . و چون بيايند و آن سدّ را مىكنند و تنگ كرده باشند و آن فرزند كه مسلمان شده باشد او نيز با ايشان باشد و هم چنان كه ايشان مىكنند او نيز مىكند . و چون شبانگاه درآيد گويند فردا باز آييم و تمام سولاخ كنيم و بدان سو در رويم . اين پسر مسلمان گويد بگوييد ان شاء اللَّه . ايشان همه بگويند ان شاء اللَّه . پس ديگر روز چون باز آيند سولاخ كنند و اندرين سو آيند ، و همه جهان ازيشان پر شود از بسيارى كه هستند ، و هر چه در جهان درختان باشد ميوهء آن و بلگ آن بخورند ، و آب كاريزها و چشمها جمله بخورند ، و اندر همه كاريزها و چشمها هيچ آب نماند ، و مردمان را نيز بگيرند و بخورند ، و هر چه بر پشت زمين طعامست جمله بخورند از هر گونه كه باشد ، و فتنه اندر جهان اوفتد . و لكن ولايت ايشان بيش از دو ماه نبود از بهر